برایِ تو می نویسم که محرم و مرحم فرداهای منی...!

که تو باشی و همه عشقِ برادرت، صدایش کنی، برق بزنند چشمهات، دلم آتش بگیرد....


و زنی محو تماشاست ز بالایِ بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه‌ه‌ه که الشمر...


پ.ن: همین یک بند بس است برایِ تمام شدن پای روضه‌یِ ارباب...

+ دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲22:0 ... |