برایِ تو می نویسم که محرم و مرحم فرداهای منی...!

 

عزیزِ همیشه صبورِ مادر سلام

این شبها پر از حرفم و بی مجال برایِ سخن گفتن، دخترکم سخت است درک این حرفها برایت می دانم، اما به دنیایِ آدم بزرگ‌ها که رسیدی، خواهی نخواهی یک وقتهایی میان شلوغی روزها و شب ها خودت را گم میکنی و گاه دلت برای خودِ آرامت تنگ میشود عزیز دلم، دلت برایِ ثانیه های بی استرس پر می کشد، و حسرت نوشیدن یک فنجان چایِ بی دغدغه بر دلت می ماند، دنیا را سخت ساخته اند یا سخت گرفته ایم نمی‌دانم، اما این را خوب میدانم که باید یاد بگیری میان این لحظه های شلوغ هوایِ دلت را داشته باشی عزیزکم، هوایِ دلت را داشته باشی که بعد ازجمع شدن بساط شلوغی ها سراغش را که گرفتی با یک تکه سنگ  سفت و سخت روبرو نشوی عزیز دلِ مادر...

 

پ.ن: برایت روزهای بی دغدغه آرزو دارم پناهِ زمینی مادر...

+ چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲23:35 ... |